ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى

20

مجمع التواريخ ( فارسى )

واقعهء قندهار و آمدن خسرو خان بر سر قندهار محض اظهار نمك بحلالى و رسوخ عقيدت ديرينهء حقوق سلاطين صفويه با پانصد ششصد سوار بمدد خسرو خان وارد اردوى او گرديد و بعد از آنكه مقدمهء قندهار به نحوى كه مذكور شد بر خلاف مدعى صورت گرفت عبد اللّه خان با اولاد خود وارد هرات شد و چون بزرگ‌زادهء قوم بود جميع سر خيلان ابدالى به او رجوع آوردند . در آن اوقات حكومت هرات بعباس قليخان شاملو مفوض بود ، خان مذكور از هجوم فرقهء ابدالى و كثرت ايشان و جمعيت نمودن بر سر عبد اللّه خان متوهم گرديد زيرا كه از ناصيهء احوال پدر و پسر تفرس فتنه و ارادهء خروج معلوم نموده بود و به همه جهت كثرت و هجوم و استعداد فرقهء ابدالى زياده از فرقهء غلزهء بود . در روزى كه عبد اللّه خان با پسرش براى ملاقات عباس قليخان آمده بود هر دو را دستگير نموده و در خلال آن احوال سرداران قزلباشيهء هرات بسبب بد سلوكى عباس قليخان هجوم آور شده او را مقيد نموده و عريضه بدرگاه پادشاهى متضمن بد سلوكى عباس قليخان فرستاده استدعاى حاكم جديد نمودند و از پيشگاه پادشاهى نيز حسب الارادهء آقايان هرات عباس قليخان را معزول نموده جعفر خان استجلو را بجاى او منصوب كرده روانهء هرات كردند و در اين بين هرج و مرج فرصت بدست عبد اللّه خان ولد او افتاده بمعاونت جمعى از مردم ابدالى كه در شهر بودند از محبس گريخته بجانب كوه دو شاخ كه در آن وقت ايل ابدالى در آنجا قشلاق نموده بودند رفتند و از آنجا جمعيت نموده بر سر قلعهء اسفزار رفته آن را مسخر ساختند و از آنجا بهيئت مجموعى بر سر هرات آمدند و جعفر خان حاكم هرات نيز با سپاه و لشكر خود از شهر برآمده در يك فرسخى شهر تلاقى فريقين روى داد و بعد از محاربهء عظيم شكست بر لشكر هرات افتاده جعفر خان دستگير افاغنه گرديد ليكن چون اين خبر به شهر